بلیت های پاره ی سینما نفتون را چسب می کردم و به خلق ا… می فروختم

بلیت های پاره ی سینما نفتون را چسب می کردم و به خلق ا… می فروختم
حبیب اله بهرامی صاحب قلمی بی توقع
زنگ که زدم گوشی را برداشت .اولین بار بود که صدای جناب بهرامی را می شنیدم ولی برایم خیلی آشنا بود.انگار خیلی پیشتر اورا دیده بودم.ولی ندیده بودم.ازدوران دبیرستان که یاد م هست بهرامی مسئول قسمت ادبی روزنامه ها وهفته نامه های گوناگون بود ازفجر گرفته تابه امروز توسعه جنوب...









