روزنگار

روز نگار(متاسفانه نه اهل شعارم نه ظاهر سازی)

روز سه شنبه بود که خبردار شدم دوستان قصد دارن یک روز رو بزنن به بیابون.از دود ودم اهواز دل بکنن ونفسی با هوای طبیعت تازه کنن.قراربریم بیرون شهر.کجابریم مونده بود.هرکس حرفی می زد وپیشنهادی می داد.یکی می گفت بریم شاهزاده عبدالله،یکی می گفت بریم پارک ملی راه،یکی می گفت بریم شوشتر،دزفول،خلاصه مطلب این شد که بریم

ادامه نوشته

شعر

                                   عقیق



عقیق دلم

تاول سخن هایست

که لفّافه ایی زیبا

به روی قامت پر خار خویش می پیچد.

یاشارکمال

یاشارکمال


یاشار کمال (ترکی yashar kamaal زاده ۱۹۲۳) از نویسندگان معاصر مشهور و کردتبارترکیه است. وی زادهٔ ۱۹۲۳ در روستای همیته، استان عثمانیه در کردستان ترکیه‌است. نام اصلی او «کمال صادق گوکچَلی» است. والدینش از کردهای تنگدست وان بودند. وی کودکی بسیار سختی را پشت سر گذاشت و در این ایام بود که یک چشم خود را از دست داد. وی همچنین شاهد به قتل رسیدن پدرش هنگام نماز خواندن در مسجد بود.

یاشار کمال، نویسندهٔ بلند آوازهٔ کرد ترکیه، در میان خوانندگان ایرانی نامی آشناست. بیشتر رمان‌های یاشار کمال به زبان فارسی ترجمه شده و مقبولیت خاص و عام، یافته‌است. آثار یاشار کمال اگر چه از متن سرزمین و جغرافیایی محدود ومشخصی بر آمده‌اند، اما ساختار و محتوایی جهانی دارند. رمان «اینجه ممد» او تا کنون به بیش از ۲۰ زبان منتشر شده و بارها به فیلم در آمده‌است.

آثار

نخستین داستان‌های کوتاهی به نام گرمای زرد (چاپ ۱۹۵۲) بود. وی بلا فاصله بعد از چاپ کتاب اینجه ممد)محمد قرقی-ممدریزه) شهرت یافت. به عنوان یک روشنفکر مطرح وی از سخن گفتن درباره مصیبت‌های کردهای ترکیه ابایی نداشته‌است. یاشار کمال داستان نویس برجسته ترکیه تاکنون برنده سه جایزه رپرتاژ ، رمان و نمایشنامه شده ، همچنین نامزد جایزه نوبل ادبیات در سال 1973 نیز بوده است.
از آثار وی می توان به:

لانه های پریان
پیت حلبی
زمین آهن است و آسمان مس
علف همیشه جوان
افسانه کوتاه آقری
قهر دریا
یاغی
تنهایی
اگر ما را بکشند
درخت انار روی تپه
ستون خیمهدیگر اثار
گیاه جاودانه،
مجموعة داستان گرمای زرد،
مجموعه داستان همة داستان‌ها،
افسانة هزار ورزاو،
رمان دوجلدی ارباب‌های آقچاساز،
جنایت بازار آهنگران،
یوسف یوسفك،
داستان بلند اگر مار را بكشند،
رمان پرندگان هم رفتند،
رمان دریا قهر كرد،
رمان مرد تنها،
سه افسانة آناتولی،
بلندی‌های آسمان آبی ماند
سه گانه«قصه‌ی جزیره‌»ی یاشار کمال
«
بنگر فرات خون است» اولین کتاب از سه گانه
«
آب خوردن مورچه» دومین کتاب از سه گانه
«
خروسخوان» سومین کتاب از سه‌گانه
شاهکار چهارگانه وی )"اینجه ممد" که تاکنون به بیش از 20 زبان دنیا ترجمه شده و بارها به فیلم در آمده است) اشاره کرد.
کتاب های مذکور در فاصله زمانی سال‌های 1955 تا 1987 نوشته شده است.
یاشار کمال در اکتبر 1997موفق به دریافت جایزه صلح ناشران و کتاب فروشان آلمان شد

منبع:ایسکانیوز

جوائز

این نویسنده شهیر کردتبار ترکیه در سال ۲۰۰۸ جایزه بزرگ ادبیات ریاست جمهوری ترکیه را دریافت کرد که یکی از مهمترین جوایز ملی در ترکیه است و به نویسندگان، شاعران، هنرمندان و خوانندگان ملی تعلق می‌گیرد.

 


خبر

نج شنبه 12 بهمن 1391 - 16:10
حاشیه هایی از اختتامیه جشنواره تئاتر فجر؛
مشایخی، انتظامی و علو در مراسم حضور نیافتند
نسخه قابل چاپ نظر شما
 
آرتنا:برای اهدای نشان ملی، حمید شاه‌آبادی معاون امور هنری یکی از افرادی بود که باید به روی سن می‌رفت اما با وجود اینکه نام او توسط مجری خوانده شد او به روی صحنه نرفت.   
 

به گزارش خبرگزاری هنر«آرتنا»، آئین اختتامیه سی‌و‌یکمین جشنواره تئاتر فجر صبح امروز با حضور محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ، رحیم مشایی، سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد، حمید شاه‌آبادی معاون امور هنری، قادر آشنا مدیر کل هنرهای نمایشی و هنرمندانی همچون اسماعیل خلج، محمدعلی کشاورز، بهروز بقایی، داود رشیدی، انوشیروان ارجمند، داریوش ارجمند، ولی‌الله شیراندامی و ... در تالار وحدت برگزار شد.
 این مراسم با حدود 40 دقیقه تأخیر با ورود رئیس‌جمهور به سالن آغاز شد.
 یکی از نکاتی  که قبل از شروع مراسم قابل توجه بود قهر کردن سعید کشن‌فلاح دبیر جشنواره برای ورود به سالن بود. در حین ورود از کشن‌فلاح خواسته شد تا تلفن همراه خود را تحویل دهد اما این تذکر موجب قهر دبیر شد و وی در نهایت با وساطت جمعی از همراهانش وارد سالن شد.
در حین مراسم کلیپ‌های تصویری پخش می‌شد که سعید کشن‌فلاح دبیر جشنواره سی‌ویکم در یکی از آنها گفت: در این دوره ترکیب هنرمندان پیشکسوت و جوان در کنار یکدیگر شرایطی را به وجود آورد تا این دوره نسبت به دوره گذشته شاخص باشد.
در این مراسم قرار بود  5 تن از هنرمندان پیشکسوت تئاتر نشان ملی فرهنگ و هنر را از سوی رئیس‌جمهور دریافت کنند که به دلیل کسالت جمشید مشایخی، ژاله علو و عزت‌الله انتظامی نتوانستند در این مراسم حاضر شوند بنابراین این نشان تنها به داود رشیدی و محمدعلی کشاورز اهدا شد و قرار بر این شد تا هنرمندانی که حاضر نبودند در مراسم دیگری نشان فرهنگ و هنر خود را از رئیس‌جمهور دریافت کنند.
محمدعلی کشاورز که به دلیل وضعیت جسمی خود شرایط سختی را برای به روی صحنه آمدن جهت دریافت نشان فرهنگ و هنر داشت نتوانست در ابتدا به روی صحنه بیاید و رئیس‌جمهور به پایین صحنه آمد تا این نشان را تقدیم او کند اما کشاورز با کمک دیگران به روی صحنه رفت و پس از دریافت نشان خود گفت: باید از همه مردم ایران تشکر کنم چون من جزئی از مردم هستم و از بین این مردم آمده‌ام.
وی افزود: از رئیس‌جمهور محترم که در تمام مدت با تمام نارسایی‌ها تلاش کردند برای آبادانی کشور تشکر می‌کنم.
در این مراسم اکثر برگزیدگان حضور نداشتند و نمایندگان آنها جوایز را دریافت کردند به طور مثال رضا ثروتی کارگردان نمایش «ویتسک»، پانته‌آ پناهی‌ها و مرتضی اسماعیل کاشی بازیگران برتر بخش بین‌الملل، رویا نونهالی بازیگر نمایش «طمع آلوی جنگلی»، حمیدرضا آذرنگ نویسنده نمایشنامه «ترن»، سیما تیرانداز کارگردان نمایش «مرد مقابل» و چند تن دیگر می‌توان اشاره کرد.
همچنین در بخش مسابقه ایران در بخش نمایشنامه‌نویسی در حالی که خیر‌الله تقیانی‌پور نویسنده «تعبیر یک رویا» نامش در بین کاندیدای بخش نمایشنامه‌نوسی نبود، مورد تقدیر قرار گرفت که این اتفاق موجب تعجب این نویسنده و کارگردان تئاتر نیز شد.
بنابراین گزارش برای اهدای نشان ملی، حمید شاه‌آبادی معاون امور هنری یکی از افرادی بود که باید به روی سن می‌رفت اما با وجود اینکه نام او توسط مجری خوانده شد او به روی صحنه نرفت.
در بخش بزرگداشت بهروز بقایی، ثریا شیرزادی و محمود استاد محمد مورد تقدیر قرار گرفت، الته لازم به ذکر است که محمود استاد محمد به دلیل کسالت نتوانست حضور پیدا کند و دختر وی در این مراسم به عنوان نماینده وی حاضر شد.

غمنامه

اختصاصی آرتنا/
دیروز هیچ سازی کوک نبود!
نوشته: ایوب بهرام
نسخه قابل چاپ نظر شما
 
آرتنا: دیروز وقتی صدای ساز قطع شد گفتم شاید مثل همیشه دوباره سازکوک می کند و از نو می نوازد اما وقتی دیدم بردوش مردم می رود، دانستم که دیگر از آن بهشت پنهان، سازی شنیده نخواهد شد.   
 

نوشته: ایوب بهرام / خبرگزاری هنر «آرتنا»

ما آدم هااز صبح مانند سنگ آسیاب می چرخیم وقتی خسته وکوفته وخراب جایی برای آرامش می یا بیم، یا وقتی دست از همه جا بریده ویران وخراب یکّه وتنها می مانیم به سراغ یک بیت شعر یا کورصدایی از موسیقی می رویم.
هنر درزندگی ما انسان هاهرچند ناپیدا جایی دارد، اما دارد.هرچند گوشه دنجی باشد اما همیشه جایی برای این همزاد بشر بوده است.همزادی که همیشه یک انسان که خود مانند همین هنرکمترمورد توجه بوده بار این یاردیرین را به دوش کشیده است.از گذشته های دورهمیشه کسانی بوده اند که از عمرگران مایه ی خود مایه گذاشته اند. دود چراغ خورده اند تا بیتی بنویسند که دل من وما را بعداز یک قطار زمان خوش کنند، یا سازی بسازند برزندگی ناسازگار بشر،که همیشه هنرمند خود بیشتراز همه از ناسازگاری زندگی گفته ونالیده و حکایت هنرمند چقدرشبیه حکایت غریب قنقنوس است. پرزدن ،خواندن،سوختن وخاکستر شدن وتولدی دوباره.
هنرمند با هرقطعه که می نویسد وبه من وما عرضه می کند درحقیقت قسمتی از وجود خود را با اثرخود می آمیزد و معجونی می سازد به نام اثرهنری وباکمال اخلاص تقدیم می کند.این است که در پایان هنرمند ازخود مایه می گذارد، کم فروشی نمی کند.
او می نویسد ،می سازد ومی خواند تا شاید گره ازکار اندوه دلی بگشاید.هنرمند ماسال ها با من وما همسایه است ومن وما صدای ساز او راشنیدیم ولی صدای قدم های عمربی انصاف را نشنیدیم  که او را سایید و فرسوده کرد.
دیروز وقتی صدای سازقطع شد گفتم شاید مثل همیشه دوباره سازکوک می کند واز نو می نوازد اما وقتی امروز بردوش مردم می رفت دانستم که دیگرازآن بهشت پنهان، سازی شنیده نخواهد شد.امروز می رفت و ساز ما بود که ابری بود و در مقام غم می نواخت. امروز هیچ سازی سازگارنبود و او بردوش ها می رفت، آرام و خوش خرام.

تقدیم به روح استاد همایون خرم

_______________________________________________________________

اصل مطلب رادراین پست بخوانید

http://www.artna.ir/fa/24938