ادبيات سخيف يك تهيه‌كننده سينماي سخيف جايگاه فرهنگي اتحاديه و خانه سينما را نشان داد
از زير بازارچه تا خانه سينما 2 (كامل)
باني‌فيلم انلاين - معصومه جلالي: كساني كه جمعه شب مخاطب برنامه تلويزيوني هفت بودند به يقين براي سينماي ايران اظهار تاسف كردند،

سينماي نجيبي که سينماگرش در مراسم اسکار از صلح و دوستي سخن به ميان مي‏آورد، سينماي  مظلومي که با تمام مميزي‏ها، سختي‏ها و کمبودها، در جشنواره‏هاي مختلف مي درخشد و پرچم ايران را  به اهتزاز  در مي‏آورد در يک برنامه تلويزيوني نماينده‏اي را به عنوان يك عضو خانواده سينما معرفي مي‏کند که لحن و الفاظش يادآور لمپن‌هاي فيلم‌هاي جاهلي قبل از انقلاب است. هر مخاطبي با ديدن چنين صحبت‏هايي پيش از آنکه به فکر مشکلات سينما بيفتد و قضاوت کند براي هنر هفتم در ايران  متاسف مي‏شود  و از خود مي‏پرسد: اين افراد با اين لحن و اين نوع برخورد در برنامه اي زنده آنوقت پشت صحنه سينما با زير مجموعه خود چه لحني دارند... اما نکته جالب اينکه بعد از پخش برنامه هفت بلافاصله فضاي مجازي پر شد از عکس‏هاي همايون اسعديان و افتخاري که اهالي سينما به متانتش داشتند....

 

امير حسين علم الهدي: ادب از که آموختي از بي ادبان ...

اميرحسين علم الهدي در خصوص بکار گرفتن ادبيات لمپنيزم در يک برنامه زنده تلويزيوني آن هم پيرامون مسائل فرهنگ و هنر مي گويد: بسيار حيرت کردم، حيرت از اين ادبيات هتاکانه که نسبت به جامعه سينماي ايران به کار برده مي شود. به هر حال اين آقا جزوي از جامعه سينماي ايران است و اين  صحبت هاي ايشان مثل تف سر بالاست که به خودش  بر مي گردد..

اين کارشناس اكران به خبرنگار باني فيلم توضيح مي دهد : فقط مي توانم اظهار تاسف کنم از اينکه در شبکه سراسري کسي که متاسفانه ساليان سال و نزديک به سه دهه در سينماي ايران کارکرده ، بعد از سه دهه فيلمسازي با اين نوع ادبيات لمپن مآبانه فاقد هرگونه منطق و شعور سخن مي گويد.تنها اظهار تاسف مي توانم بکنم. سينما گري که چه خوشمان بيايد و چه بدمان  بيايد  عضو فعال سينماست و بعد از ساختن 50 فيلم هنوز به اين بلوغ فکري و پختگي نرسيده که براي اثبات حقانيت خود  نبايد از اين نوع ادبيات استفاده کند.

او ادامه مي دهد : نوع ادبيات اين آقا مخاطب را متوجه کرد که همه چيز اين گروه جعلي، قانونشان جعلي، اساسنامه شان جعلي ،نوع برگزاري انتخاباتشان جعليست. در چند سال اخير متاسفانه با جعلياتي مواجه بوديم که سينما را به  اينجا رسانده و اين تنها اظهار تاسف دارد. بروز يکچنين ادبيات لمپني نه تنها توسط متوليان سينما، بلکه توسط خود بچه هاي سينما نشر پيدا کرده وقتي سينماي ايران به اين مکرحله مي رسد بايد بگويم خود کرده را تدبير نيست.

علم الهدي مي گويد: متاسفانه  اين نوع برخوردها باعث شده که سينماي ايران به وضعيت فعلي برسد  که مشروعيت  ندارد و مصداق عدم مشروعيت آن هم اين نوع سخن گفتن در تريبون عموميست. اي کاش شخص ديگري در اين جلسه رو در روي  آقاي اسعديان مي نشست و حرفهاي اندک بچه ها ي سينماي ايران را حد اقل بازبان عاميانه به اطلاع مردم مي رساند تا مردم خودشان بر اساس منطق و شعورشان قضاوت کنند که حق با کيست.

او به صحبت هايش اضافه مي کند : الان اينجا ديگر بحث اينکه درمشکلات اخير حق با کيست يا با چه کسي نيست را نمي کنيم. تنها بحث ما اين است که اين آقا چقدر بي ادب است! امروز بايد اين جمله ورد زبان مردممان را تکرار کنيم که ادب از که آموختي از بي ادبان!

 

 نازنين مفخم: مديريت سينمايي  مجوز بيان اين الفاظ را داده...!

نازنين مفخم نيز معتقد است: عملکرد مديريت  در چند سال  باعث شده که اين تهيه کننده اينگونه به اهالي سينما پرخاش کند.

اين تدوينگر با سابقه به خبرنگار باني فيلم  توضيح مي دهد: چطور آقاي [...] در ساليان دور و همانطور که خودشان مي گويند در سي سال گذشته اين لحن را با ما نداشت. چه اتفاقي افتاده؟ حتما پشت اين آقا به جايي گرم است که اينگونه به ديگران توهين و افترا مي بندد.حتما مديريت به ايشان اين اطمينان و مجوز  را مي دهد که اين الفاظ زشت را به کار ببرند..

او ادامه مي‌دهد : البته اين را هم بگويم  از چنين شخصي انتظار بيشتر از اين را نبايد داشت..عملکرد هر  شخص روي رفتارش کاملا مشخص است ، آدم بي تربيت در خانه اش که نمي شود مودب باشد. او هماني است که مي بينيم. اما نکته اي که هست  اين رفتار وي  باعث شرمندگي ماست که در حوزه فرهنگ افراد اينگونه صحبت مي کنند.

مفخم ادامه مي دهد:اما خوشحالم آقاي اسعديان با بيانشان  خودشان را ازايشان متمايز کردند و خب واکنش ها را هم تا به حال ديديم..

تدوينگر فيلم من همسرش هستم مي گويد: دوست دارم  بدانم کساني که از نظر اخلاقي ،صنفي و قانوني ما را مي خواهند  اصلاح کنند واکنششان به اين برخوردهاي زننده چيست؟ اصلا  به عنوان يک عضو کوچک سينما مي خواهم بدانم مني که از الفاظ اين آقا شرمنده شدم ايشان رويکردشان به شرمندگي من چيست؟ و چه پاسخي براي من دارند؟ متاسفانه بايد بگويم که سليقه و حضور افرادي چون [...] در سينما بوده که ما بيشتر اهالي سينما بيکاريم..دليل بي کاري بسياري از عوامل در چند سال اخير همين شخص بوده.. در هرصورت هرکس بعد از گذشت ساليان سال داراي شاني مي شود .. شان ما اجازه فعاليت به ما در هر کاري را نمي دهد ومسببش را تنها او مي دانم.

 

 سيد جمال ساداتيان:اين ادبيات را نمي‌پسندم

تهيه کننده برف روي کاج ها نيز مي گويد:من برنامه جمعه شب را نديدم . اما به شخصه به کار گرفتن اين نوع ادبيات را نمي پسندم. شايسته نيست در برنامه فرهنگي هنري از هنر  صحبت مي کنيم از جملات عوامانه استفاده کنيم.

ساداتيان به خبرنگار باني فيلم  توضيح مي دهد: بايد همواره مراقب صحبت کردنمان باشيم مي توانيم مشکلات را به آرامي حل و فصل کنيم. بالاخره از حوزه انديشه و ادب هستيم بايد خودمان در اين دايره بگنجيم.

او ادامه مي دهد: شايد اين برنامه را نديده باشم  اما من در جريان مشکلات اخير سينما که هستم  و به شدت گله مندم. اين آقايان که داعيه هيات مديره سينما را دارند  و از قانون دم مي زنند، چطور سال گذشته با کارهاي غلط حوزه هنري مقابله نکردند..اين آقايان نه تنها کوچکترين واکنشي نسبت به رفتارهاي غلط حوزه هنري  نشان ندادند بلکه با آقايان عکس يادگاري هم گرفتند! من يک چنين  صحبت هايي که  در چند روز اخير  از اين هيات مديره مي شنوم را محکوم  مي کنم. بايد اين آقايان شفاف سازي کنند در سالهاي اخير براي صنف چه کردند. متاسفانه بايد بگويم اين همکاران از قدرت اداري که به آن رسيدند  به جاي اينکه در جهت اهداف حقوق صنف استفاده کنند در جهت منافع صنف بهره بردند.

 

 علي عطشاني: حالا مردم فكر مي‌كنند همه سينمايي‌ها اين گونه هستند

کارگردان فيلم آقاي الف نيز مي گويد:  خيلي خوشحالم در راس کارگردانان شخصي به اسم همايون اسعديان قرار دارد که با متانت تمام حرفهايي که دور از شان  فرهنگي باشد را فرهنگي پاسخ مي دهد.

او به خبرنگار باني فيلم مي گويد: به هر حال آقاي [...] از تهيه کنندگان سينما هستند و هرکس هم ادبيات خاص خودش را دارد،اما خواهش مي کنم  وقتي صحبت از سرنوشت چهار هزار نفر مي کنيم کمي مراعات کنيم ادبيات شخصي به کار نبريم.پاي اين برنامه تلويزيوني  چند هزار نفر نشسته اند که پس فردا  مي خواهند فرزندانشان را به سينما بسپارند.. اين ادبيات با اين لحن را اگر خانواده ها ببينند با خود مي گويند وقتي در راس اين چهار هزار نفر اين آقاست بقيه چگونه هستند..

او ادامه مي دهد:مي شد صحبت‏ها در اين برنامه تلويزيوني لطيف‏تر  باشد.آقاي [...] خودشان گفتند که مي‏شود مشکلات را حل کرد، اي کاش خودشان هم کمي خويشتن داري مي کردندو مسلط‏تر صحبت هايشان  را بيان مي کردند. قطع به يقين بدانيد اين مشکلات دير يا زود حل مي شود و شايد دوباره آقايان اسعديان و [...] در کنار هم کار کنند. اما به کار بردن اين لحن و اين ادبيات اصلا شايسته نيست.

 

صداي زنگ بي اخلاقي در برنامه هفت

خبرگزاري ايرنا نيز در تحليلي چنين آورده است: «سينما»ي كشور اكنون زنگ خطر را براي فرو ريختن ديوار «اخلاق» به صدا در آورده كه نمونه اين روند ويرانگر در برنامه تلويزيوني «هفت» بگونه اي بسيار ناپسند جلوه كرد.

برنامه تلويزيوني هفت كه اختصاص به بررسي مسايل سينمايي دارد جمعه شب ميزبان دو ميهمان از دو طيف متفاوت سينمايي و طرف مجادله بر سر خانه سينما بود كه قصد داشت با حضور آنان به تحليل وضعيت پيش آمده در رابطه اين نهاد صنفي بپردازند اما كشاندن مسير گفت وگو توسط يكي از مدعوين به فضاي نامتعارف، نه تنها اهداف اين نشست را عقيم ساخت بلكه زواياي متفاوتي از شخصي را نمايان ساخت كه نمايندگي طيف فرهنگي و هنري را برعهد دارد.

فرد يادشده در اين نشست و در ابتداي سخن، موضع خود را در مقابل طيف مقابل با تبريك طعنه آلود فرارسيدن سالروز پيروزي عمليات مرصاد - پنجم مرداد ماه - آشكار ساخت. پيام تبريكي كه با استفاده از كد «پيروزي بر منافقين» قصد داشت نتيجه اين مجادله را شكست قطعي و محتوم منافقين سينمايي بداند!

بطور قطع مرور فرازي از نامه دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري به رييس سازمان امور سينماي مبني بر اينكه «اكثريت قاطع اعضاي خانه سينما متعهد به كشور و ارزش هاي الهي و انساني هستند.» مي تواند باب هر گونه تهمت و افترا را به اعضاي خانه سينما بسته نگهدارد. نظر به اين برداشت، پيش بيني اينكه تهيه كننده و كارگردان با سابقه سينما با «مصادره به مطلوب» نتيجه يكي از عمليات هاي درخشان دفاع مقدس قصد داشته به چه هدف دست يابد، دور از انتظار نيست.

دامنه تهديد و افترا اين تهيه كننده و كارگردان به سينماگران فقط به اين موضوع ختم نشد و ميهمان حاضر در برنامه «هفت» شعاع گفته هاي خود را با اقتباس عبارتي كه پيشتر در يكي روزنامه هاي صبح استفاده شده بود در ترسيم شمايل سينماگران نجيب كشور بكار برد: «شعبان بي مخ».

وي همچنين در اين نشست پرده از علت حضور برخي سينماگران در تجمع اعتراضي مقابل خانه سينما برداشت و گفت برخي آنان براي گرفتن «گرين كارت» و «ويزا اقامت» در اين تجمع حضور يافته اند!

«رانت خوار» و «فتنه گر» صفات مذمومي ديگري بود كه همان مدعو برنامه هفت نثار سينماگران كشور كرد. هرچند پيگيري قانوني چنين اتهاماتي بر طرف ديگر مفروض است، اما ايجاد فرصت براي بيان اين تهمت ها، رويكرد بي طرفي تلويزيون را در مناقشه خانه سينما و حضور اين تهيه كننده و سينماگران نمايان ساخت؛ رويكردي كه پيشتر با گزارش هاي يكسويه و بدور از جانبداري در برخي بخش هاي خبري بدان پرداخته شده بود. بدون شك طرح چنين اظهارنظرهاي خام و تهمت هاي بي پايه، نه تنها قفل بسته خانه سينما را باز نمي كند، بلكه به التهاب فراگير و شعله ور موجود در عرصه سينما و ميان سينماگران دامن مي زند.