شماره ی همراهش را نداشتم.درحقیقت هیچ آدرسی ازاو نداشتم.بیست سال پیش اورا دیده بودم.درانجمن شعرکه در خیابان بیست چهارمتری اهواز تشکیل می شد.شاعران دیگری هم بودند مانند مرحوم قناد، هرمز فرهادی، و… آن وقت ها تازه دیپلم را گرفته بودم خوب شعر می گفت واهل تکبر نبود.خورد به خدمت ،دانشگاه وباقی گیرگورهای زندگی شهری. برنامه من هم مصاحبه با هنرمندان خوزستانی بود.مثل همیشه جناب حبیب الله بهرامی که خوداز نویسندگان وشاعران باذوق وقریحه اهواز است حلال مشکل شد.شماره اش را داشت.شماره را که داد تعجب کردم ۰۹۱۲  این یعنی آقای سعیدی راد ازاهواز رفته وساکن تهران شده بود.این یعنی یک کوچ دیگرازجنوب..شماره را گرفتم وزنگ زدم وباقی…

عبدالرحیم سعیدی راد متولد ۱۳۴۶ دزفول است و تحصیلات خود را تا مقطع فوق لیسانس زراعت ادامه داده است.
وی به دلیل علاقه شخصی‌اش به حوزه ادبی، آثار متعددی در حوزه شعر و ادبیات دارد که از جمله آثار وی می‌توان به «گردان شهر آیینه» خاطرات یکی از آزادگان، «گزیده ادبیات معاصرمعاصر شماره ۷۷» مجموعه شعر، «فانوس های سنگی» گردآوری شعر فلسطین و «من راضیم به این همه دوری» مجموعه شعر، اشاره کرد.
سعیدی راد تاکنون سوابق و مسئولیت های متعددی در حوزه ادبی داشته است که در زیر به برخی از آن‌ها اشاره می شود:
-مسئول صفحه ادب مقاومت روزنامه اطلاعات ۸۰-۷۵

-نویسنده، گزارشگر و تهیه کننده برنامه‌های ادبی رادیو خوزستان ۷۴- ۷۰

-مسئول انجمن شعر حوزه هنری خوزستان ۷۴-۷۱

-سردبیر مجله خبری دانشگاه شهید چمران اهواز ۷۵- ۷۴

سعیدی راد در حال حاضر در معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور «سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی قبلی» مشغول به کار است.

 

نام؟

عبدالرحیم

 نام خانوادگی؟

سعیدی راد

تاریخ و محل تولد؟

سال ۱۳۴۶ دزفول

محل سکونت فعلی؟

تهران

شغل پدر و مادر؟

شغل پدر مرحومم کشاورزی بود و مادر خانه دار است.

متاهل یا مجرد؟

متاهل هستم

تعداد فرزندان (پسر یا دختر)؟

یک پسر به نام حسین و یک دختر به نام فاطمه

فرزندان تان میانه ای با ادبیات دارند؟

 میانه شان بد نیست اما به طور جدی آن را دنبال نمی کنند.

به فرزندان خود توصیه می کنید بروند دنبال ادبیات؟

خودم دوست دارم دنبال ادبیات بروند اما آن ها آزادند به هر موضوعی که بیش ترعلاقه دارند بپردازند.

تحصیلات؟ آیا به زبان دیگری تسلط دارید؟

فوق لیسانس زراعت دارم. انگلیسی مسلطم در حد این که بلک برد یعنی پنجره!

تجربه کار در کودکی؟

من از دوم ابتدایی در یک خیاطی کار می کردم.

در کودکی دوست داشتید چه کاره شوید؟

همیشه دوست داشتم معلم بشوم. که البته شدم پنج سال در نهضت سواد آموزی و پنج سال هم تدریس در مقاطع راهنمایی و دبیرستان

همه مشاغلی که تا به حال داشته اید؟

 خیاطی. تعمیر رادیو و تلویزیون. کشاورزی . تدریس. نویسنده ، تهیه کننده و گزارشگر رادیو و تلویزیون در خوزستان و تهران. خبرنگار روزنامه. کارمند دولت

با نوشتن امورات زندگی را می گذرانید یا این که نوشتن شغل دوم شماست؟

 با نوشتن که امورات نمی گذرد. نوشتن را شغل نمی دانم. در حال حاضر کارمند دولتم.

از چند سالگی کتاب خواندن را به شکل حرفه ای شروع کردید (اگر با اتفاق جالبی همراه بوده و با کتاب خاصی شروع شده بیان کنید)؟

از همان دوران کودکی. همه کتاب های کتابخانه مسجدی که در جلسه قرآن شرکت می کردم خواندم. البته تعداد خیلی زیاد نبود. ولی هفته ای چند تا از آن ها را می خوانم.

از چه زمانی و چگونه احساس کردید که می خواهید بنویسید؟

 از همان دوران نوجوانی نوشتن را دوست داشتم اما به طور جدی از سال ۶۸ با ورود به دانشگاه شهید چمران اهواز و آشنایی با دوستان شاعری چون مرحوم مهدی رستگار و مرحوم نعیم موسوی و مرحوم آرش باران پور و بهروز یاسمی و مجید زمانی اصل و … به طور جدی به نوشتن و سرایش شعر روی آوردم.

در انجمن شعری عضو بوده ای؟

قبل از دانشگاه عضو هیچ انجمنی نبودم ولی با ورودم به دانشگاه در سال ۶۹ انجمن شعر دانشکده کشاورزی را راه اندازی کردم  که تا سال ۷۴ که اهواز بودم این مسئولیت را داشتم. در همین دوره حدود سه سال مسئول انجمن شعر حوزه هنری اهواز بودم و یک سال هم مسئول انجمن شعر بسیج بودم.

انجمن شعر می تواند کسی را شاعر کند؟ چه قدر در این زمینه نقش دارد؟ 

انجمن های شعر می توانند کسانی را که استعداد شاعری دارند پرورش دهند و رشد دهند و نکات و تکنیک های شاعری را به او آموزش دهند. اما اگر کسی استعداد شاعری نداشته باشد ممکن است وزن و قافیه را هم خوب یاد بگیرد اما به طور قطع شاعر نمی شود.

نام آثاری که منتشر کرده اید؟

بعد از باران (اشعار آرش بارانپور)۱۳۷۶ – بر بلندای عشق (خاطرات شهید بلندیان)۱۳۷۷- زخم های خورشید (خاطرات شهیدان) ۱۳۷۹ – گزیده ادبیات معاصر شماره ۷۷ (شعر) -۱۳۷۹ – فانوس های سنگی(شعر فلسطین) ۱۳۸۰ – من راضیم به این همه دوری (شعر) ۱۳۸۵ -  دیگر عرضی ندارم (نثر ادبی) ۱۳۸۶ – سه مزار برای یک شهید (خاطرات روحانی آزاده شهید شریف قنوتی) ۱۳۸۶ -  ساعت به وقت دلتنگی (شعر)  ۱۳۸۷-  حق با آفتابگردانهاست (نثر) ۱۳۸۸ –  انعکاس آفتاب (نثر مهدوی)  ۱۳۸۹ -   پنجره هشتم (نثر رضوی) ۱۳۹۰ –  خورشید در مشت (شعر) ۱۳۹۱ -   جشن پتو (خاطره طنز جنگ)۱۳۹۱ –  انقلاب آیینه ها(شعر انقلاب)۱۳۹۲

کدام یک را بیشتر دوست دارید و کدامیک موفق تر بوده است؟

همه آن ها را دوست دارم. کتاب گزیده ادبیات معاصر دو بار کتاب سال شد در سال ۷۹ برنده کتاب سال دفاع مقدس شد و در سال ۸۰ برنده کتاب سال دانشجویی شد. کتاب پنجره هشتم هم در سال ۱۳۹۰ برنده کتاب سال رضوی شد.

آیا اثری بوده که شما را تکان دهد و تأثیری ماندگار روی شما بگذارد؟

 از نخلستان تا خیابان آقای قزوه-   دری به خانه خورشید از سلمان هراتی- گاهی دلم برای خودم تنگ می شود محمدعلی بهمن- …

شاعران مورد علاقه؟

 قزوه – کاکایی- بهمنی- زنده یادان قیصر امین پور و سید حسن حسینی و سلمان هراتی محمدکاظم کاظمی – …

درمیان نویسندگان جوان به کدامیک اعتقاد دارید یا به آینده آن ها امیدوارید؟

 بین بچه های جوان خوزستان به  حسین سنگری و مرتضی آل کثیر و میثم خالدیان خیلی امیدوارم و کاراشون رو دوست دارم.  در کشور هم برقعی ، عرفان پور- اکبر زاده – خانم مستشار نظامی و خانم افضلی

در شعر محتوا مهم است یا فرم؟

هر دو.. به هر حال مضامین باید در فرم ها و اوزان مخصوص به خود مخصوص به خود ارائه شوند.  هر چه چفت و بست این ها محکم تر باشد اثر ارائه شده قوی تر خواهد بود.

  نظرتان راجع به جوایز ادبی در کشور چیست؟

جوایز ادبی که هر سال تحت عنوان های مختلف داده می شوند خوبند و بستری برای تشویق شاعران به خصوص جوان هاست. اما باید انتظار داشت که در آن ها اعمال سلیقه هم وجود دارد. مثل داوری در فوتبال!!! داوری هم جزیی از از فوتبال است هم چنان که داوری با اعمال سلیقه و گاه توجه به گروهی خاتص یا حتی بی توجهی به عده ای جزیی از مسابقه های ادبی است. با این حال وجودشان بهتر از نبودنشان است. اما کاش یک جا مثلن در وزارت ارشاد متولی همه این ها می شد و سروسامانی به آن ها می داد.

 با فیلم دیدم میانه ای دارید، سینما  می روید  یا فیلم ها را روی صفحه تلویزیون تماشا می کنید؟ آره … سینما فقط در ایام جشنواره فیلم فجر می روم . مابقی سال از سوپری محل فیلم تهیه می کنم و با خانواده تماشا می کنم. سریال های خوب تلویزیون رو هم می بینم.

فیلم های مورد علاقه (می توانید فیلم ها را هم نام ببرید)؟

 به تازگی از سریال دودکش در شب های ماه مبارک رمضان خیلی خوشم آمد. فیلم های سینمایی را نمی گویم که برایشان تبلیغ نشود!

دوست دارید فیلم نامه بنویسید؟

 آره بدم نمی آید. گاهی به سرم می زند بنویسم. طرحی برای نوشتن یک رمان در زمان بازنشستگی هم آماده کرده ام.

 اهل ورزش هستید؟

 بله!‌ ورزش انگشتان دست!

حکایت ورزشکار نیستم اما ورزش کاران را دوست دارم  است یا این که اهل ورزش کردنید؟

در گذشته چه طور دوره نوجوانی یا جوانی؟

من هیچ وقت ورزش را جدی نگرفتم مگر زمان دانشگاه که والیبال بازی می کردم . در دوره دبیرستان هم عضو تیم والیبال دیبرستان بودم.

 استقلال یا پرسپولیس؟

 هر جا علی دایی سرمربی اش باشد!

بزرگ ترین حسن شما که دیگران از آن یاد می کنند؟

 صداقت

بزرگ ترین عیب تان که معمولن به آن متهم می شوید؟

دیر رسیدن به جلسه!

برنامه روزانه شما چه طور است (روزتان را چطور می گذرانید)؟

 معمولن ساعت هشت و ربع می روم اداره.  از همان اولش شروع می شود. از این جلسه به آن جلسه! بین شان هم برای استراحت به سایت شاعران فارسی زبان سر می زنم. تا غروب این روند ادامه دارد. البته برخی روزهای هفته عصر در جلسات ادبی شرکت می کنم. پنجشنبه و جمعه هم که تعطیل است و خونه هستم. پنجشنبه در صف بانک و خرید هفتگی می گذرد و جمعه هم با خانواده در پاساژهای تهران …

از هنرمندان روز کار هستید یا شب کار؟

 معمولا شب کار!

شب ها چه ویژگی دارد که برای کار کردن مناسب تر است؟

 سکوت . آرامش. موبایل زنگ نمی زند. رئیس بی موقع به جلسه دعوتم نمی کند….

با قلم و کاغذ می نویسید یا با کامپیوتر (آیا این مسئله در فرایند نوشتن تاثیر دارد.)؟

 بیش تر با قلم اما خیلی وقت ها هم پیش می آید که با کامپیوتر.

کدام یک را می پسندید: شهرت در زمان حیات یا جاودانگی بعد از مرگ؟

 هر دو!!!

اهل مراوده با دیگر شاعران هستید؟

 بله. به طور مرتب بسیاری شان رامی بینم یا تلفنی حرف می زنیم.

میانه تان با کافه نشینی چه طور است؟

این کار را نکرده ام اما دلم می خواهد کافه شعر راه بیندازم و پاتقی درست کنم برای شاعران.

روزنامه یا مجلاتی را که مرتب یا اغلب می خرید؟

هیچ کدام را نمی خرم. در سال های خیلی دور می خریدم اما آپارتمان جا ندارد. برای نگهداری آن ها.

اهل وب گردی هستید؟ وبسایت ادبی یا هنری که به آن مرتب سر می زنید؟

 بله هستم و به سایت ها و وبلاگ های ادبی سر می زنم.

اهل وب نویسی هستید؟ سایت و یا وبلاگ دارید؟

 بله می نویسم و جزو اولین ها در کشور هستم که وبلاگ ادبی دارم با نام شاعرانه!

به نظر شما فضای مجازی نقش سازنده در ادبیات داشته یا مخرب؟

 بیشتر سازنده بود

کوتاه درباره:

 علیرضا قزوه ؟ روحی ناآرام

محمدعلی بهمنی؟

غزل هایش مثل مخملی اند.

یوسفعلی میرشکاک؟

 حکیم زمانه ماست. شاید بشود گفت بهلول قرن ماست.

بهروز یاسمی؟

 ایلامی است و به گردن خوزستانی ها حق زیادی دارد.

قیصر امین پور؟

تنفس صبحش بی نظیر است.

بهزاد خواجات؟

کاش قدر خودش را بداند.

مجید زمانی اصل؟

مرد همیشه محجوب جنوب. دلم برای بوسیدن شانه هایش تنگ شده است.


اصل مطلب در خبرگزاری لهور