سیدعلی صالحی: زوایای شعر گفتار را از نو تشریح میکنم
سیدعلی صالحی: زوایای شعر گفتار را از نو تشریح میکنم
سیدعلی صالحی میگوید، در آثار تازهاش به سراغ افقهای جدیدی رفته است و قصد دارد در آینده با تدوین مبانی نظری این حرکت، زوایای شعر گفتار را از نو تشریح کند.
چندی پیش چاپ جدید گزیدهای از شعرهای این شاعر با عنوان «اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ: گزینه شعر و گشتوگذار آن سالها» پس از 10 سال منتشر شده است.
سیدعلی صالحی در گفتوگو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: گزینه شعر «اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ» که اکنون چاپ نخست آن توسط نشر زاوش منتشر شده، پیش از این در اوایل دهه 70 منتشر و سه بار تجدید چاپ شد. از آن زمان تاکنون من حدود 10 سال صبر کردم و به ناشر این کار که شغلش را تغییر داده بود و دیگر ناشر نبود، گفتم اجازه بدهید این کار توسط ناشر دیگری به دست علاقهمندان برسد، اما آن ناشر در عین دوستی و مهربانی به من اجازه این کار را نمیداد.
او ادامه داد: من هم اهل استفاده از ادبیات خشن نیستم؛ چراکه خود را بدهکار این جهان میدانم؛ نه طلبکار. تا اینکه سرانجام تصمیم گرفتم این کتاب را با شکل و شیوه جدید و افزودههای تازه منتشر کنم. بخشی از این افزودهها، تازهترین شعرهای من است، اما بخش مهمتر، مجموعهای است که در انتهای این اثر با عنوان «گشتوگذار آن سالها: اشاره به دریا، پیش از زوال بزرگ» منتشر شده است.
صالحی افزود: این گشتوگذار شرح خاطرات جسته و گریخته من است با شاعران پیشکسوت نسل خودم و شرح آشناییام با آنها. مثلا در بخشی از آن به آشناییام با شعر نیما پرداختهام و شرح دادهام که چگونه در سیزده - چهارده سالگی با اشعار او آشنا شدم و چرا نتوانستم در آن دوران نیما را بفهمم. بعد از آن دوران به خواندن آثار شاملو پرداختم، اما شعرهای او هم برایم دشوار بود. تا اینکه فروغ را شناختم و زبان گفتار او مرا جذب کرد. بعد از خواندن آثار فروغ توانستم با شعر نیما و شاملو هم ارتباط درست و صمیمانهای برقرار کنم.
این شاعر همچنین عنوان کرد: من نتوانستم فروغ و نیما را از نزدیک ببینم؛ چون آنها از نسل و دورهای دیگر بودند، اما از نوجوانی دوست داشتم شاعران پیشکسوت را از نزدیک ببینم. همین علاقه باعث شد که با محدودترین امکانات آن دوره و با وجود سن کم، راهی تهران شوم. به این ترتیب توانستم با سهراب سپهری دیدار کنم.
او ادامه داد: با دیگر شاعران پیشکسوت هم یا از طریق تماس گرفتن و قرار گذاشتن و یا در مکانهای عمومی دیدار کردم. در آن دوره هیچ چیز مرا به اندازه دیدن شاعران مورد علاقهام خوشحال نمیکرد. با بعضی از آن شاعران هنوز هم دوست هستم، اما هرگز یکدیگر را ندیدهایم. یکی از آنها یدالله رویایی است که چون در فرصتهایی که من به تهران آمدم، ایشان در سفر بود، هیچوقت نتوانستم او را ببینم.
صالحی سپس گفت: در این چاپ از کتاب به شرح خاطراتم از آشنایی با هفت - هشت شاعر پرداختهام. در چاپ بعدی هم که انتشار آن دیر نخواهد بود، شرح دیدارهایم با جواد مجابی، محمدعلی سپانلو، رضا براهنی، نادر نادرپور و شاعران دیگر تا حسین منزوی که قریب به 30 شاعر میشوند، خواهد آمد.
او اضافه کرد: چاپهای قبلی این گزیده اشعار، نه مقدمه داشت و نه مؤخره و من 10 سال منتظر انتشار چاپ چهارم آن بودم، اما چون با ناشر دوست بودم و نمیخواستم ناراحت شود، آن را به ناشر دیگری ندادم. ناشر قبلی، کتاب را دوست داشت و هر بار میگفت آن را چاپ میکند، اما سرانجام چون ناشر قبلی دیگر کاملا از کار نشر خارج شده بود، این اثر را به نشر زاوش سپردم. الآن هم چند کتاب دیگر دارم که چنین سرنوشتی دارند و ناشران آنها را منتشر نمیکنند، اما من اهل پناه بردن به برخوردهای حقوقی و شکایت، یا استفاده از لحن خشن نیستم.
صالحی همچنین درباره این کتاب ادامه داد: من این گزیده را از همه شعرهایم انتخاب کردم. معیار انتخابم در آن، برگزیدن بهترینها بود؛ به همین دلیل شعرهایی را انتخاب کردم که خودم از آنها لذت بیشتری میبرم. طبیعی است که من در کنار مردم و در سایه مردم نگاه روشنی به خواست آنها دارم. مردم برای من اصل هستند. آنها را دوست دارم. مردم تکتک اشتباه میکنند، اما همه با هم نه. خرد جمعیِ آنها بهترین فانوس در همه مسیرهای سیاست، فرهنگ و اجتماع است.
او در ادامه درباره دوران کودکی خود که در بخشی از «گشت و گذرا آن سالها» هم به آن اشاره شده، گفت: من روستازاده هستم و اهل زاگرس میانی، وابسته به ایل بختیاری. زادگاهم قریه پنجم شهر ایذه با نام مَرغاب است. در کودکی میدیدم که کسانی از طایفههای دیگر با اسب از راه دور میآمدند و از پدرم سؤالاتی مانند این میپرسیدند که مثلا امروز چندشنبه است؟ پنجشنبه کی است؟ میخواهیم جشن عروسی بگیریم. گاهی از راه دور میآمدند و از پدرم میخواستند برای آنها نامه بنویسد.
صالحی افزود: در آن دوران سؤال من این بود که چرا این مخاطبان به سراغ کسان دیگری مثلا عموی من نمیروند و متوجه نمیشدم که پدرم باسواد است و آنها سواد ندارند، اما در پنجسالگی دیگر کاملا متوجه شدم که دنیایی به نام دنیای دانش وجود دارد. پدرم مثنوی و غزل میسرود. هنوز هم یکی از مثنویهایش نزد من است، اما او تأکید کرده که به هیچ وجه آن را چاپ نکنم و گفته این شعرها خصوصی است؛ هرچند موضوع این مثنوی خصوصی نیست، یک مثنوی رزمی است که به ماجرای نبرد دو طایفه در سرزمین من پرداخته و پدرم در 16 سالگی آن را سروده و با دوات گل سرخ و قلمی از نی نوشته است.
او در ادامه گفت: پدرم مدتی به نوجوانان روستا درس میداد. هر زمان از کار کشاورزی فارغ میشد، به من هم درس میداد؛ به طوریکه از ششسالگی میتوانستم روزنامه بخوانم. او شاهنامهخوان بود، البته منظورم نقالی و پردهخوانی نیست. او غروبها در دوره شخم و درو، شاهنامه میخواند و من شاهد بودم که عمویم از ته کپرها با صدای بلند میپرسید، چطور رستم نتوانست تشخیص دهد که سهراب پسر اوست و او را کشت؟ پدرم هم به او توضیح میداد که مثلا این اتفاق به دلیل فاصله زیاد رخ داده است.
او ادامه داد: بعدها که وارد دبیرستان شدیم، یک روز پدرم میگفت، رستم در شاهنامه تشخیص داده سهراب پسر اوست، اما چون فهمیده که او از بیگانگان و علیه مردم خودش است، نتوانسته او را ببخشد. پدرم شاعر بود، اما اجازه نمیداد آثارش را منتشر کنیم.
صالحی همچنین عنوان کرد: من در نوجوانی به موسیقی و نقاشی علاقه داشتم، اما در شهر ما کلاسی برای چنین هنرهایی یا نبود و یا خیلی گران بود. البته منظور من این نیست که چون به موسیقی و نقاشی علاقه داشتم، اما امکانات نبود، به سراغ شعر رفتم؛ چراکه قبل از هر چیز عشق به شعر از طریق پدر و مادرم در من رشد کرده بود؛ به همین دلیل حتا اگر ثروتمند هم بودم، باز شاعر میشدم.
این شاعر گفت: شعر خصوصیترین هنر بشری است. شعر عطیهای است که با انسان به دنیا میآید و در من نهادینه شده است. شعر با من به دنیا آمد و چون شعر گفتن خرجی لازم نداشت، من هم به آن پرداختم و بعد تشویق خانواده، آموزگاران، دوستانم و همچنین مردم ایران باعث شد تمام وقت و زندگیام را برای شعر بگذارم و با استقبال مردم هم مزد خود را از آنها بگیرم.
صالحی همچنین گفت: مسائلی درباره ابعاد مختلف شعر، تاریخ شعر، رابطه شعر کلاسیک و نو، نقش نیما در شعر گفتار و جریان جدید زبان گفتار به ذهنم میرسد، اما هنوز از حیث نظری پخته نشدهاند؛ به همین دلیل فقط به صورت اشارهای در این گفتوگو به آن میپردازم و بعد اگر عمری باقی بود، آن را تدوین میکنم. احساس میکنم در آینده باید بعضی از زوایای شعر گفتار را از نو تدوین کنم. در «عاشقانههای بعد از گرگ» که شاید لایه نهایی شعر گفتار باشد، رابطهای میان غزل، مثنوی و شعر نو، این سه قالب شعری را به هم رسانده است.
او اضافه کرد: باید جستوجو کنم و ببینم چگونه است که مثنوی از جنس مولانا، غزل از جنس حافظ و شعر سپید از جنس من توانستهاند با هم به یک عنصر تبدیل شوند. این مثلث در «عاشقانههای بعد از گرگ» اتفاق افتاده است. بعضی از شاعران جوان و باسواد، این قضیه را کموبیش در سایهروشن درک کردند؛ چون آمدند و با من دربارهاش صحبت کردند. آنها میگویند تا به حال سیدعلی صالحی را با شعر گفتار تصور میکردیم، اما الآن میبینیم جهان جدیدی ترسیم کرده است.
صالحی ادامه داد: این جهان جدید، محل تلاقی مثنوی، غزل و شعر سپید است. در کتابهای «پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر» و «زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند» هم که از سوی نشر نگاه منتشر شدهاند، این جریان جدید دیده میشود. من خود با خلق این آثار دریافته بودم که در حال حرکت به سمت افقهای جدیدی هستم، اما فکر نمیکردم شاعران جوان و باسواد، این نسل پویا و توانا با این سرعت متوجه این حرکت شوند، اما آنها به خوبی با این امر ارتباط برقرار کردند و متوجه آن شدند.
به گزارش ایسنا، «اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ» شامل 9 دفتر با عنوانهای «عاشق شدن در دیماه مردن به وقت شهریور»، «نامههای بینشان دیگر»، «دیر آمدی ریرا»، «نامهها»، «سفر بهخیر مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت»، «آسمانیها»، «رویاهای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود»، «ساده بودم، تو نبودی، باران بود» و «آخرین عاشقانههای ریرا» و دو بخش اضافه با عنوان «تازهها – 1391 خورشیدی» و «گشت و گذار آن سالها: اشاره به دریا، پیش از زوال برگ» است.
این کتاب با 402 صفحه، شمارگان 1500 نسخه و قیمت 18500 تومان از سوی نشر زاوش منتشر شده است.




