موراکامی خوانی
موراکامی خوانی
شل سیلور استاین را یک بار دیگر رضی هیرمندی با کتاب «با همه چی» به
بیشمار مخاطب فارسیزبانش معرفی کرده است. مهرنوش پارسانژاد، هیرمندی را در این
ترجمه همراهی کرده است. نشر افق، ناشر «با همه چی» است. اسم شل سیلور استاین که در
میان باشد، عمو شلبی، پایش به میان کشیده میشود با یک دنیا طنز و کاریکاتور ساده.
«با همه چی» شوخ و شنگ و گزنده است و خواندنش در این روزها خالی از لطف نیست.
سیلور استاین خودش مینویسد: «لابد میپرسید: توی با همه چی، چی پیدا میشود؟
جوابش ساده است: همه چی! یا بگذارید اینطور بگویم: هر چی عشقتان بکشد: از فرشته
نگهبان، غول در شیشه، شعبدهباز، ماشین چاردست و پا بگیر تا کثیفترین پا، بلهبلهگوها
و نهگوها، دانشمند و اسب آبی و خیلی چیزهای دیگر.»
کریستینه نوستلینگر از نویسندگانی است که کتابهایش این سالها به
مذاق مخاطبان کودک و نوجوان خوش آمده و خوانندگانی هم در این سوی جهان برای خودش
دست و پیدا کرده است. ناشر «ماجراهای جدید فرانتس»، آفرینگان است. این بار فرانتس
کلاس دوم دبستان است اما قد او نسبت به سنش خیلی کوتاه است. فرانتس برای این موضوع
خیلی حرص میخورد و عصبانی است تا حدی که حاضر است جانش را بدهد تا نیموجب قدش
بلندتر شود. موهایش فرفری و طلایی است، چشمهایش آبی، دماغش کوچک و سربالا و لبهایش
قرمز و کوچولو، عین گیلاس. اینها را نوشتیم برای بچههایی که تا حالا چیزی راجع به
فرانتس نخواندهاند. میشود گفت فرانتس کلا از پدر و مادرش راضی است. اما سر موضوع
تلویزیون از دست هر دوی آنها حرص میخورد. چون پدر و مادر فرانتس با تلویزیون
میانه چندان خوبی ندارند و از خدمات آنتن مرکزی استفاده نمیکنند. فرانتس فقط سه
تا کانال را میتواند بگیرد. برای همین خیلی وقتها پیش مامانش شکایت میکند که
تلویزیون تمام بچهها به آنتن مرکزی وصل است اما من بدبخت حتی یک فیلم درست و
حسابی نمیتوانم ببینم. تمام این ماجراها در سه بخش روایت میشود.
کارلوس فوئنتس با ترجمه عبدالله کوثری را هیچوقت نمیشود از خیر
خواندنش گذشت. «گرینگوی پیر»، «پوست انداختن»، «از چشم فوئنتس»، «کنستانسیا» و«آئورا» را به یاد بیاورید. حتی اگر یکی از این شاهکارهای فوئنتس را
با ترجمه کوثری خوانده باشید، آن وقت دیگر احتیاجی به توصیه نیست. حالا وقتی پای
ترجمه جدیدی در میان باشد، وسوسه برای خواندن کتاب این نویسنده مکزیکی بیشتر میشود.
«زندانی لاس لوماس» روایت مرد ثروتمندی است که خدمتکارش او را در پانسیون خودش
زندانی میکند. مرد ثروتمند زندانی به تدریج از شرایطی که در آن گرفتار آمده است،
لذت میبرد. لاس لوماس، عنوان داستان بلند فوئنتس، اشارهای است به یکی از مناطق
مسکونی در نزدیکی مکزیکوسیتی.
خورخه لوئیس بورخس سالهاست در شمار نویسندگان محبوب جماعت داستانخوان
ایرانی قرار دارد. مترجمهای زیادی هم با آثار این نویسنده آرژانتینی دست و پنجه
نرم کردهاند. کاوه سیدحسینی، احمد اخوت، احمد میرعلایی، حسن تهرانی، هما متینرزم
و سهیلا ماهرنیا از این جملهاند. حالا مانی صالحیعلامه هم به سراغ بورخس رفته
است تا داستانها، یادداشتها و شعرهای او را در مجموعهای هفت جلدی به دست مخاطب
فارسیزبان برساند. «در ستایش تاریکی» یکی از کتابهای مجموعه «هزارتوی بورخس»
است؛ مجموعهای که به راستی شامل داستانها و نوشتههایی است که خواننده را وارد
هزارتوی معنایی و تصویری میکند. بورخس استاد تلفیق مضامینی همچون رویاها، ادیان،
افسانهها و اساطیر، حیوانها، کتابها و کتابخانهها و... بود.
هاروکی موراکامی در هرکدام از کتابهایش، ایدهای فوقالعاده را
اجرایی میکند تا خوانندهاش را بهطور تدریجی در بطن داستان، شگفتزده و غافلگیر
کند. «شکار گوسفند وحشی» او در سال 1982 منتشر و موفق به دریافت جایزه ادبی نوما
شد. «شکار گوسفند وحشی» به روایتی شبیهترین کتاب به سبک و سیاق داستاننویسی
نویسندهاش است. با این اوصاف که موراکامی خواسته است ژانر پلیسی- جنایی را تجربه
کند. فصلهای کوتاه و تعلیقی که در کتاب وجود دارد، خواندن آن را فوقالعاده راحتتر
نسبت به داستانهای دیگر موراکامی میکند. «شکار گوسفند وحشی» در نشر ثالث با ترجمه محمود مرادی روانه بازار شده
است. مرادی پیش از این رمانهای «نفر هفتم» و «دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح
زیبای آوریل» موراکامی را ترجمه کرده بود.
اومبرتو اکو با رمان مهم «نام گل سرخ» برای داستانخوانها آنقدر مهم
است که علاقهمندتان کند به خواندن کتابی از او با نام «اعترافات یک رماننویس
جوان». از این کتاب ترجمههای متفاوتی منتشر شده است. حالا ترجمه مجتبی ویسی از
این کتاب را نشر مروارید منتشر کرده است. «اعترافات یک رماننویس جوان» حاشیهای
است بر اینکه اکو چگونه رمان نوشته است. این حاشیهها البته برخی وقتها از خود
متن فراتر میرود و تصویری همزمان از اکوی رماننویس و نظریهپرداز را به ما مینمایاند:
بنیانهای فکری، الگوهای نوشتاری و دلبستگیهای او را در مقابل ما میگستراند. او
انگار در این کتاب، خود نویسندهاش را زیر میکروسکوپ خود محققش گذاشته و به بررسی
آن پرداخته است.
محمود دولتآبادیخوانی در این روزها که نامش بیشتر از وقتهای دیگر
از مرزهای ایران فرا رفته است، لذت دوچندانی دارد. وقتی مجالش باشد که مجموعهای
از آثار این نویسنده ایرانی را در مجموعهای داخل قاب شیک به کتابخانه شخصی کشاند،
آنوقت دولتآبادیخوانی، آدم را کیفور میکند. «کارنامه سپنج» سالها پیش در شکل و شمایل سهجلدی روانه بازار شده بود
و ناشرش هم مثل الان، نشر نگاه نبود. این مجموعه داستانهای 15 ساله نویسنده در
دهه چهل تا نیمه اول دهه پنجاه است. «ادبار و آیینه»، «عقیل عقیل»، «سفر»، «با شبیرو»، «گاواربان»، «از خم چنبر»، «آوسنه باباسبحان»، «گلدستهها و سایهها»، «دیدار بلوچ و بیابانی» و «هجرت» داستانهای
این مجموعه هستند
روزنامه فرهیختگان.



